اونقدر که بگه
لهونم کردییییییی
برچسب: نویسنده: الینا کریمیپور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 8:24
برچسب: نویسنده: الینا کریمیپور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 8:24
برچسب: نویسنده: الینا کریمیپور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 8:24
برچسب: نویسنده: الینا کریمیپور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 8:24
برچسب: نویسنده: الینا کریمیپور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 8:24
برچسب: نویسنده: الینا کریمیپور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 8:24
برچسب: نویسنده: الینا کریمیپور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 8:24
برچسب: نویسنده: الینا کریمیپور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 8:24
فکر کن یه روز ساعت 6 صبح توی نیشابور و با دیدن صبح نشابور این رو براش فرستادم و حالا دوباره بهم برگردونده.
یه آهنگ عربی هم که دوست داشته در رج ر فرستاده.
باید بگیم بهمن و غیر منتظره هایش.
برچسب: نویسنده: الینا کریمیپور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 8:24
حالا من هر طرف رو می کنم یه تکه پاره ای از او را می بینم یا همراهم است.
صبح داشتم ظرف آبم را پر می کردم که ببرم کتابخانه یکهو یادم آمد که این هم اهدایی اوست. از لباسهایم، قلمها، کتابها و فلششششش دوست داشتنی و کاربردی تا خیلی چیزهای (غ ق ا) دیگه.
اون با دیدن خرده ریزهای منم حالی به حالی می شه؟ اصلا نگهشون داشته؟ (اونها رو که همشون رو یه سری وقف دیوار مهربانی کرده بوده...)
برچسب: نویسنده: الینا کریمیپور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 8:24